سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
در مورد اهل البیت - حاج رضوان
هر که بى محابا به مردمان آن گوید که نخواهند ، در باره‏اش آن گویند که ندانند . [نهج البلاغه]
حاج رضوان
   1   2      >

حالات جانسوز حضرت زهرا علیها سلام به روایت فضه خادمه
  • نویسنده : سید مصطفی یکی از بچه های شهید:: 5/2/91:: 6:38 عصر


  •  

    بسم الله الرحمن الرحیم



    حالات جانسوز حضرت زهرا علیها سلام 

     

    به روایت فضه خادمه

     

    ورقة بن عبداللَّه ازدى
     روایت نموده است: به امید ثواب خداوند
    و پروردگار عالمیان به حج بیت‏اللَّه الحرام مشرف شدم. ناگهان
     هنگام طواف دیدم که دوشیزه‏ى گندم‏گون،
    نمکین و شیرن‏سخنى با کلام فصیح دعا مى‏نمود

     و مى‏گفت: اى خدا، و اى پروردگار خانه‏ى محترم کعبه،
    و پروردگار فرشتگان بزرگوار نگاهبان اعمال،
    و پروردگار زمزم و مقام ابراهیم علیه‏السلام، و
    جایگاه‏هاى بزرگ و ارجمند مناسک حج، و
    پروردگار برترین مخلوقات، حضرت محمد-
    که درود خداوند بر او و خاندان نیکوکار
    و گرامى او باد!- (از تو درخواست مى‏نمایم)
    که مرا با سروران پاکیزه‏ام و پسران برجسته و درخشان
     و خجسته‏ى آنان محشور گردانى.

    هان! اى گروه حاجیان و
    عمره بجا آورندگان، شاهد باشید
     که سروران من، برگزیده‏ى برگزیدگان، و منتخب نیکان،
    و از همگان ارجمند مى‏باشند، و یادشان در تمام بلاد
    بلند و به نیکى یاد مى‏شوند و به لباس فخر آراسته‏اند.
     
    ورقة بن عبداللَّه مى‏گوید: به او گفتم: اى دختر،
    من یقین دارم که تو از دوستداران اهل‏بیت علیهم‏السلام
    هستى، وى گفت: بله، گفتم: نامت چیست؟ گفت:
    من فضه، کنیز فاطمه‏ى زهرا، دختر 
    حضرت محمد مصطفى مى‏باشم، که درود خداوند
    بر او و پدر و شوهر و فرزندانش باد!
     
    گفتم: خیلى خوش آمدى
    و خیلى خوشوقتم،
    من بسیار مشتاق کلام و سخن تو بودم، مى‏خواهم
    یک سؤالى از تو بکنم و تو به من پاسخ دهى. وقتى
    طواف را به پایان بردى، کنار بازار غله بایست تا
    من بیایم، خداوند به تو اجر و پاداش دهد.
    و به این ترتیب از هم جدا شدیم.

    وقتى طواف را به پایان بردم،
     هنگام بازگشت
     به منزل، راهى را که از بازار غله مى‏گذشت
    انتخاب نمودم، ناگهان دیدم که وى در
    گوشه‏اى به دور از مردم نشسته است.
    نزد او رفتم و او را کنار کشیدم و بدون اینکه
    قصد صدقه بکنم هدیه‏اى به او دادم، سپس به او گفتم،
    اى فضه، از سرورت فاطمه‏ى زهرا علیهم‏السلام
    و وقایعى که بعد از مرگ پدرش حضرت محمد
    صلى اللَّه علیه و آله و سلم
    و هنگام وفات وى،
    از او دیدى به من خبر ده.




    ورقة (راوى حدیث) مى‏گوید: به محض اینکه سخن من تمام شد،
    چشمان فضه پر از اشک گردید و بلند بلند گریست و گفت:
    ى ورقة بن عبداللَّه، اندوه فرو نشسته و غمهاى نهفته‏ى دلم
    را بر انگیختى، اینک وقایعى را که من از آن حضرت علیهاالسلام دیده‏ام بشنو.



     
    بدان، رحلت رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم
    دل کوچک و بزرگ را به درد آورد، و بسیار بر او گریستند
     و صبر همه را به سر آورد، و مصیبت فقدان او بر نزدیکان
     و یاران و دوستانو احباب و بیگانگان و خویشان سخت بود،
    و همه‏ى مردان و زنان براى او گریه و ندبه نمودند،
     ولى در روى زمین و در میان یاران و نزدیکان و دوستان
    کسى غمگین‏تر از سرورم فاطمه‏ى زهرا علیهاالسلام
    نبود و وى بیشتر و شدیدتر از همه گریه مى‏کرد. و اندوه او پیوسته
     تازه و افزون، و گریه‏اش شدیدتر مى‏شد.



    پس هفت روز ناله‏ى او آرام، و صداى او خاموش نمى‏شد،
     و هر روز بیش از روز گذشته گریه مى‏نمود، تا اینکه روز هشتم
    اندوه نهفته‏ى خود را آشکار نمود و نتوانست شکیبایى کند،
     لذا از خانه بیرون آمد و ناله سر داد، به گونه‏اى که
     گویى رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم سخن مى‏گوید.


    پس زنان شتافتند، و دختران و پسران از خانه بیرون آمدند،
    و مردم همراه با اشک ریختن و گریه‏ى بلند، ناله سر دادند
    و از همه سو گرد آمدند، و براى اینکه صورت زنان نمایان نشود
     چراغها را خاموش کردند، و زنان تصور کردند که گویى
    رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم از قبر بیرون آمده است،
    و مردم به خاطر مصیبت آن حضرت مدهوش و متحیر گردیدند.



    و فاطمه ‏ى زهرا علیهاالسلام ندا برمى‏آورد و
    بر پدر بزرگوارش اینگونه نوحه‏ سرایى مى‏کرد:

    واى پدرم، واى بر برگزیده‏ى خدا، وا محمداه،
    وا اباالقاسم، واى بر کسى که بهار و مایه‏ى شادمانى نیازمندان
    (یا: بیوگان) و یتیمان بود، دیگر چه کسى (مدافع اهل) قبله
     و جایگاه نمازگزاردن نمازگزاران خواهد بود؟ و دیگر دختر
    سرگشته‏ى مصیبت‏زده‏ات چه کسى را دارد؟


    سپس در حالى که لباسش بر زمین کشیده مى‏شد
    و از بسیارى گریه و جارى شدن اشک چیزى را نمى‏دید،
     آمد و نزدیک قبر پدر بزرگوارش حضرت محمد
    صلى اللَّه علیه و آله و سلم
    ایستاد. به محض اینکه به
    حجره نگاه کرد و چشمش بر ماذنه افتاد، آهسته گام برداشت
     و پیوسته ناله و گریه نمود تا اینکه بیهوش گردید. زنان به
     سوى او شتافتند و آب بر صورت و پیشانى‏اش
    پاشیدند تا اینکه به هوش آمد.

    وقتى به هوش آمد برخاست و فرمود: توانم از بین رفته،
     و شکیبایى و استقامتم با من یارى نمى‏کند، و دشمنم
    به من شماتت مى‏کند، و اندوه شدید و درد دلم از افسردگى
    مرا خواهد کشت. پدر جانم، سرگشته و بى کس و
    متحیر و تنها شده‏ام، و صدایم خاموش گردیده و نیروى پشتم
     از بین رفته، و زندگى برایم تلخ، و روزگارم تیره و تار شده است.
    پدر جانم، بعد از تو کسى را نمى‏یابم که مونس
    احساس تنهایى من گردد، و اشک چشمم را فرونشاند،
    و در ضعف و ناتوانى یاورم باشد. بعد از تو آیات محکم
    قرآن و نزول جبرئیل و آمدن میکائیل همگى برچیده شد.



    پدر جانم، بعد از تو اسباب (نیل به مقامات معنوى و اخروى) واژگون،
    و درها به روى من بسته شد، لذا بعد از تو دیگر،
    از دنیا خوشم نمى‏آید، و تا زمانى که نفسهایم مى‏رود
    و مى‏آید خواهم گریست، و شوق من به تو و اندوهم بر تو پایان نمى‏پذیرد.


    سپس ندا برآورد: اى پدر جانم، واى بر عقل من، پس فرمود:
    به راستى که اندوه من بر تو تازه، و به خدا سوگند دلم عاشق
    و مشتاق توست و به هیچ وجه از تو روى برنمى‏گرداند.
    هر روز اندوه‏هایم افزون مى‏گردد، و افسردگى و شکستگى
    من از غم تو هرگز از من جدا نمى‏شود.
    گرفتارى و مصیبت من بزرگ و سخت است،
     لذا شکیبایى از من کناره گرفته، و هر زمان گریه‏ام تازه مى‏گردد.
    به راستى هرکس که با وجود انس به تو، صبر و شکیبایى کند
    و یا تسلى بیابد، واقعاً سخت‏دل و قسى‏القلب است.



    سپس ندا برآورد: پدر جانم، به واسطه‏ى (رحلت)
    تو انوار دنیا از بین رفت، و شکوفایى و زیبایى آن که
     به افروختگى و حسن تو شکوفا و زیبا بود، افسرده شد،
    و روزهاى دنیا تیره گردیدند.


     


    پدر جانم، تا ملاقات تو پیوسته بر تو تأسف خورده
    و ناراحت خواهم بود پدر جانم، از زمان جدایى
    و فراق تو بینایى‏ام از بین رفته است. پدر چانم، چه کسى بعد
    از تو از بیوگان و بیچارگان دلجویى خواهد کرد؟ و چه کسى
    تا روز پاداش و قیامت (دادرس) امت تو خواهد بود؟
    اى پدر جان، بعد از تو مردم ما را خوار و کوچک شمردند،
    پدر جانم، بعد از تو مردم از ما رویگردان شدند، در حالى
    که به واسطه‏ى وجود تو در میان مردم ارجمند و عزیز بودیم و
     کسى ما را خوار و کوچک نمى‏شمرد. پس چرا در فراق تو
    اشک نریزم، و اندوهم پیوسته نگردد، و پلکهایم بر روى هم بسته شده
     و به خواب روم، در حالى که تو بهار و احیا گر دین و
     نور پیامبران هستى؟ و چگونه بعداز تو کوهها از هم نپاشند
    و به هم نخورند، و آب دریاها خشک نشود؟ و چگونه زمین نلرزد؟



    پدر جانم، به مشکل بزرگى گرفتار آمده‏ام، و
    مصیبتم اندک و کوچک نیست. اى پدر جان، مصیبت بزرگ
    و پیشامد هراسناکى به من روى آورده. باباى من، ملائکه
    بر تو گریستند و فلکها بازایستادند، لذا منبرت بعد از تو
    احساس تنهایى مى‏کند، و محرابت از مناجات تو خالى
    مانده است، و قبرت به واسطه‏ى خاک شدن تو در آن شادمان،
    و بهشت به تو و دعا و نمازت مشتاق است.
    پدر جانم، چقدر تاریکى مجالس تو سخت است.
     پس همواره بر تو تأسف خواهم خورد تا اینکه به زودى بر تو وارد شوم.



    و ابوالحسن امین، پدر دو فرزندت حسن و حسین،
    و برادر و دوست، و محبوبت به مصیبت گرفتار آمده،
    هم او که در کوچکى‏اش پرورش دادى، و در بزرگى با او
    عقد اخوت بستى، و شیرین‏ترین دوستان و یارانت در نزد تو بود،
     و از همه‏ى آنان (به ایمان) سبقت جست و هجرت نمود
    و یارى‏ات کرد. مصیبت همه ما را فراگرفته، و گریه ما را مى‏کشد،
    و پیوسته ناراحت و افسرده‏ایم.
    ثم زفزت زفزه و انت انه کادت روحها ان تخرج، ثم قالت:



    سپس آهى از دل برآورد و بلند بلند ناله سر داد
     به گونه‏اى که نزدیک بود روح از بدنش خارج شود،
     سپس فرمود: بعد از فقدان خاتم انبیاء صلى اللَّه علیه و آله و سلم،
    شکیبایى‏ام اندک شده و تسلى پیدا کردن از من کناره گرفته است.
    اى چشم من، اى چشم من، به شدت اشک بریز،
    و اشک بریز و در ریختن اشکهایت بخل مورز.
    اى رسول خدا، اى برگزیده‏ى خدا، و اى پناهگاه ایتام و ضعیفان.
    کوهها، و حوش، پرندگان، زمین و آسمان، همگى براى تو گریستند.
    اى آقاى من، گیاهان مخصوص، رکن و مشعر
    نیز همراه با شنزارها (اى مکه) بر تو اشک ریختند.
    محراب و درس علنى قرآن تو در صبح و
    شام نیز براى تو گریه کردند.


    اسلام نیز گریست، زیرا بعد از تو در میان مردم
    از همه‏ى غریبها، غریب‏تر گردید.
    اى کاش منبرى را که بر آن بالا مى‏رفتى، مشاهده مى‏کردى
    که بعد از آن روشنایى،تاریکى آن را فراگرفته است.
    اى معبود من، هرچه سریعتر مرگ مرا را برسان،
     زیرا اى آقاى من، زندگانى براى من تاریک و سخت شده است.



    فضه مى‏گوید: سپس فاطمه‏ى زهرا علیهاالسلام به منزلش برگشت
     و شب وروز به گریه و ناله‏ى بلند پرداخت به گونه‏اى که اشک
    چشمش قطع، و آهش آرام نمى‏گرفت (لذا) پیرمردان مدینه گرد آمدند
     و به خدمت امیرالمؤمنین على علیه‏السلام رسیدند و عرض کردند:



    اى اباالحسن، فاطمه علیهاالسلام شب و روز گریه مى‏کند،
    و هیچ‏یک از ما نمى‏توانیم شب در رختخواب راحت بخوابیم،
    و روز نیز آرامشى در کارها و جستجوى روزى نداریم،
     ما به تو عرض مى‏کنیم که از فاطمه علیهاالسلام بخواهى
    که یا شب گریه کند و یا روز. آن حضرت علیهاالسلام نیز
     با تکریم آنان، سخنشان را پذیرفت.



    لذا امیرالمؤمنین علیه‏السلام به خدمت فاطمه علیهاالسلام رسید،
     در حالى که هنوز از گریه آسوده و تسلى پیدا نکرده بود،
    ولى به محض اینکه على علیه‏السلام را دید، لحظه‏اى آرام گرفت.
    حضرت على علیه‏السلام فرمود: اى دختر رسول خدا
    صلى اللَّه علیه و آله و سلم، پیرمردان مدینه از من درخواست نمودند
    که از شما بخواهم که یا شب بر پدر بزرگوارت گریه کنى و یا روز.



    فاطمه‏ى زهرا علیهاالسلام فرمود: اى اباالحسن،
    چقدر کم بین آنها درنگ خواهم نمود، و چه زود از میان آنان خواهم رفت.
    به خدا سوگند، شب و روز ساکت نخواهم ماند تا اینکه
     به پدرم رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم بپویندم.
    على علیه‏السلام نیز به او فرمود: اى دختر رسول خدا، هرچه مى‏خواهى بکن.



    سپس حضرت خانه‏اى در بقیع به دور از مدینه براى او ساخت که
    «بیت‏الاحزان» نامیده مى‏شود، و فاطمه زهرا علیهاالسلام وقتى صبح مى‏کرد
    حسن و حسین علیهماالسلام را پیشاپیش خود مى‏انداخت
    و گریان روانه‏ى بقیع مى‏شد، و پیوسته میان قبرها مى‏گریست.
    و وقتى شب فرامى‏رسید امیرالمؤمنین علیه‏السلام به سوى او مى‏آمد
    و او را جلو مى‏انداخت و به منزل مى‏برد.



     تا اینکه روزى امیرالمؤمنین علیه‏السلام نماز ظهر را خوانده بود
    و مى‏خواست به منزل بیاید، ناگهان دختران گریان و اندوهناک
    به پیشواز او آمدند. حضرت به آنان فرمود: چه خبر است؟
    و جرا صورتها و چهره‏هایتان را پریشان مى‏بینم عرض کردند:
    اى امیرالمؤمنین، دختر عمویت زهرا علیهاالسلام را دریاب، و
    گمان نمى‏کنیم که بتوانى او را (زنده) دریابى.



    پس امیرالمؤمنین علیه‏السلام شتابان آمد و به خدمت ایشان رسید،
     ولى ناگهان دید که حضرتش بر رختخوابى که از پارچه‏ى قباطى
     (2) مصر بود دراز کشیده، به طرف راست و چپ پیچ مى‏خورد.
    حضرت على علیه‏السلام عباى خود را از دوش و عمامه‏اش را
    از سر برداشت و دگمه‏هاى (پیراهن) را گشود، و جلو آمد
     و سر آن حضرت را گرفت و در دامن خود گذاشت.



    على علیه‏السلام صدا کرد: اى زهرا،
    ولى حضرت پاسخ نداد، صدا کرد:
    اى دختر محمد مصطفى صلى اللَّه علیه و آله و سلم،
    ولى باز حضرت پاسخ نداد، صدا کرد: اى دخترت کسى
    که زکات را در گوشه‏ى عباى خود حمل کرد و به نیازمندان بذل نمود ،
    ولى باز حضرت پاسخ نداد. صدا کرد: اى دختر کسى که در آسمان
     دو رکعت دو رکعت امام جماعت ملائکه شد و نماز گزارد،
     ولى باز پاسخ نداد. صدا کرد: اى فاطمه، با من سخن بگو،
    من پسر عمویت على بن ابى‏طالب هستم.



    فضه مى‏گوید: حضرت زهرا علیهاالسلام چشم باز کرد
    و به امیرالمؤمنین علیه‏السلام نگاه کرد، حضرت على علیه‏السلام فرمود:
    حالت چطور است؟ من پسر عمویت على بن ابى‏طالب هستم.

    حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود: اى پسر عمو،
    من در حال مرگ هستم، مرگى که گریز و چاره
    و پناهگاهى از آن نیست، و من مى‏دانم که تو
    (مانند هر مرد دیگر) بعد از من نمى‏توانى بر ازدواج نکردن
    صبر کنى، پس اگر ازدواج نمودى، یک شبانه‏روز را
     براى همسرت، و یک شبانه‏روز را براى فرزندان من قرار ده.
    اى ابالحسن در روى آنان فریاد مزن، تا مبادا، غریب و دل‏شکسته شوند،
     زیرا آن دو فرزند یتیم من (امام حسن و حسین علیهماالسلام)
    دیروز جدشان را از دست دادند، و امروز نیز مادرشان را
    از دست مى‏دهند، پس واى بر امتى که آن دو را مى‏کشند
     و بغض آنها را در دل مى‏گیرند!



    سپس این اشعار را سرود و فرمود:
    اگر خواستى گریه کنى بر من گریه کن اى
    بهترین هدایتگر، و اشک بریز، که این روز، روز جدایى است.

    اى همدم بتول (و شوهر فاطمه علیهاالسلام)،
     تو را سفارش مى‏کنم که با فرزندانم (خوب رفتار کنى)،
    زیرا آن دو (امام حسن و حسین علیهماالسلام) در اشتیاق
    به من هم سوگند هستند. بر من و نیز بر یتیمانم گریه کن،
     و هرگز کسى را که به دست دشمنان در صحراى سوزان عراق کشته مى‏شود،
    (امام حسین علیه‏السلام)، فراموش مکن.

    اینان از من جدا شدند و یتیم و سرگشته گردیدند،
    به خدا سوگند که این روز، روز فراق و جدایى است.



    فضه مى‏گوید: حضرت على علیه‏السلام به حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود:

     اى دختر رسول خدا، از کجا خبر دارى که از دنیا مى‏روى،
     در حالى که وحى از ما رخت بربسته است؟ عرض کرد:
    اى اباالحسن، همین حالا دراز کشیدم و به خواب رفتم، و
    محبوبم رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم را در کاخى
    از مروارید سفید دیدم. به محض اینکه مرا دید فرمود:

    اى دختر عزیزم، نزد من بیا، که خیلى مشتاق تو هستم.
    من نیز به ایشان عرض کردم: به خدا سوگند، اشتیاق من
    به ملاقات شما بیشتر است. فرمود: همین امشب نزد من
     خواهى بود، و آن بزرگوار در وعده‏ى خود راستگو،
    و به پیمان خود وفا مى‏کند.



    پس وقتى سوره‏ى یس را قرائت نمودى، بدان که
     من به پیمان خود وفا نموده‏ام (و از دنیا رفته‏ام)،
     پس (از زیر لباس) مرا غسل بده، و لباسم را کنار نزن،
     زیرا من پاک و پاکیزه هستم، و تنها نزدیک‏ترین بستگانم
    و کسانى که خداوند پاداش (مودت) مرا به آنان روزى کرده است
     بر من نماز بگزارند، و مرا شبانه در قبرم به خاک بسپار، که
    رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم چنین به من خبر داد.

    على علیه‏السلام فرمود: به خدا سوگند شروع کردم
    به تجهیز او، و او را در پیراهنش غسل دادم و آن را کنار نزدم.
    به خدا سوگند، خجسته و پاک و پاکیزه بود، سپس از باقیمانده‏ى
     حنوط رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم او را تحنیط نمودم،
    و کفن او را آماده کردم و او را در میان قطعه‏هاى کفن گذاشتم.
     وقتى خواستم عبا (و سرتاسرى) را ببندم، صدا کردم: اى ام‏کلثوم،
     اى زینب، اى سکینه، اى فضه، اى حسن، اى حسین
    ، بیاید
     و از مادرتان توشه بردارید، که این زمان، زمان جدایى است
     و دیگر در بهشت با او ملاقات خواهید نمود.



    پس حسن و حسین علیهماالسلام آمدند،
    در حالى که صدا مى‏کردند: واى بر حسرت
     و ناراحتى ما به خاطر فقدان جدمان حضرت محمد مصطفى و
     مادرمان فاطمه‏ى زهرا
    که هیچگاه خاموش و برطرف نخواهد شد.
     اى مادر حسن، اى مادر حسین، هنگامى که با جدمان حضرت محمد مصطفى
    ملاقات نمودى، سلام ما را به او برسان و بگو که ما بعد از تو در دار دنیا یتیم شدیم.



     



    امیرالمؤمنین على علیه‏السلام فرمود:
    خدا را گواه مى‏گیرم که فاطمه زهرا علیهاالسلام
    به شدت گریست و ناله سر داد و دستهایش را دراز کرد و
     آن دو (حسن و حسین علیهماالسلام)
    را به آرامى در سینه گرفت، ولى ناگهان هاتفى از آسمان ندا کرد:
     اى اباالحسن، این دو را از روى فاطمه علیهاالسلام بردار،
    به خدا سوگند که ملائکه‏ى آسمانها را به گریه درآوردند،
    زیرا محبوب (حضرت حق) به دیدار محبوب خود
    (حضرت زهرا علیهاالسلام) مشتاق است.




    حضرت على علیه‏السلام فرمود: آن دو را
    از روى سینه‏ى فاطمه‏ى زهرا علیهاالسلام برداشتم
    و شروع کردم به بستن عبا (و سر تا سرى)
    و در آن حال این ابیات را سرودم:
    (اى فاطمه)، جدایى تو نزد من بزرگترین و
     سخت‏ترین چیز، و فقدان تو دردآورترین مصیبت است.
    بر دوست عزیزم که والاترین راه را پیمود با ناراحتى
     و تأسف خواهم گریست و با اندوه، نوحه‏ سرایى خواهم نمود.
    هان اى چشم، اشک بریز و یارى‏ام کن،
    که اندوه من پیوسته است و بر فقدان دوست عزیزم مى‏گریم.

    سپس امیرالمؤمنین علیه‏السلام فاطمه‏ى زهرا علیهاالسلام
     را برداشت و نزد قبر پدر بزرگوارش گذاشت و صدا کرد:




    سلام بر تو اى رسول خدا، سلام بر تو اى حبیب خدا،
    سلام بر تو اى نور خدا، سلام من بر تو اى برگزیده‏ى خدا،
    سلام بر تو، و درود از من و از جانب دخترت که به ساحت
     تو وارد شد، براستى که امانت (شما) برگردانده، و گرو
     (شما) گرفته شد، پس واى بر اندوه من بر رسول (خدا)،
    و بعد از او بر بتول (حضرت زهرا علیهاالسلام)، براستى
    که زمین براى من سیاه، و آسمان از من دور گردیده است،
    پس واى بر اندوه و ناراحتى و تأسف من.




    آنگاه فاطمه‏ى زهرا علیهاالسلام را به روضه
    (و مزار رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم) برگرداند و همراه
    با بستگان و یاران و موالى و دوستداران و گروهى از مهاجرین
    و انصار بر او نماز گزارد، وقتى حضرتش را دفن نمود و در لحد گذاشت،
     این ابیات را سرود و خواند: مى‏بینم که مصائب دنیا بر من بسیار است،
    و هرکس با دنیا مصاحبت کند تا هنگام مرگ مصیبت مى‏بیند.

    اجتماع هر دو دوست عزیزى که با هم پیوند دارند به
    جدایى مبدل مى‏شود، و به راستى که من نزد شما بسیار کم خواهم بود.

    اینکه فاطمه علیهاالسلام را بعد از احمد صلى اللَّه علیه و آله و سلم
    از دست دادم، دلیل بر این است که هیچ دوستى، جاودانى نخواهد بود.




     



    پی نوشت ها

    1ـ به نظر مى‏رسد که این کلمه در اصل چنین بوده است:
    «وابک» و ترجمه نیز بر این اساس صورت گرفته است.
    2ـ نوعى پارچه‏ى نازک و سفید که در مصر بافته مى‏شود.
    3ـ این کلمه شاید در اصل «قالت» بوده، زیرا راوى حدیث فضه و خانم است،
    و احتمال دارد که مقصود راوى با واسطه و «ورقة بن عبداللَّه» منظور،و درست باشد.
    4ـ بحارالانوار، ج 43، ص 174- 180.


     


    نظرشماچیست؟ دوست عزیز ()
    ---------------------------------------------------
    منتظر فرج و ظهور قائم آل محمد علیه السلام باشید
  • نویسنده : سید مصطفی یکی از بچه های شهید:: 9/5/90:: 6:39 صبح
  • بسم الله الرحمن الرحیم




    سلام بر شما دوستان و بندگان مخلص خدا


    عید رمضان مبارک عبادت هاتون قبول خدا


    التماس دعا برا فرج مولا 






    توصیه‌های امام صادق(علیه السلام) به روزه داران






    حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند: هر گاه روزه هستی باید گوش، چشم ، مو، پوست و جمیع اعضاى بدن از محرمات و حتی مکروهات پرهیز کند. روزه تنها پرهیز از خوردن و آشامیدن نیست بلکه باید زبان خود را از دروغ نگاه دارید و دیده‏هاى خود را از حرام‏ بپوشانید.


    در ماه مبارک این‌گونه باشید؟




    با یکدیگر نزاع نکنید و حسد مبرید و غیبت مکنید و مجادله مکنید و سوگند دروغ مخورید، حتی سوگند راست نیز مخورید، دشنام مدهید، فحش مگوئید و ستم و بى‏خردى نکنید و دلتنگ مشوید و از یاد خدا و نماز غافل نگردید و از آنچه نباید گفت خاموش باشید و صبر کنید ، راستگو باشید و از اهل شر دورى کنید، از گفتار بد و دروغ و افتراء و خصومت کردن با مردم و گمان بد بردن و غیبت کردن و سخن‏چینى کردن اجتناب کنید و خود را مشرف به آخرت بدانید و منتظر فرج و ظهور قائم آل محمد علیه السلام باشید و آرزومند ثوابهاى آخرت باشید و توشه اعمال صالحه براى سفر آخرت بردارید.




    دیگر ویژگی‌های دیگر روزه‌داران




    آرام باشید و مانند بنده ای که از آقای خود می ترسد با خضوع و خشوع و دل‌شکستگی او را بخوانید از عذاب خدا بترسید و به رحمت او امیدوار باشید .




    دل خود را از عیبها و باطن خود را از حیله ها و مکرها پاکیزه کن و بدن خود را از کثافات ظاهری پاک نما.




    ولایت خود را خالص کن و از آنچه خدا از آن نهی کرده بپرهیز. دل و جسم خود را برای محبت و یاد او فارغ گردان.




    اگر آنچه را که گفتم رعایت کردی آنچه که شایسته روزه داری است را به جا آورده ای و فرموده خدا را اطاعت نموده ای، ولی اگر از آنها کم بگذاری از فضل و ثواب روزه تو به همان اندازه کم می شود.




    سفارش پیامبر به زنی که ماه روزه دشنام داد




    پدرم فرمود که رسول خدا صلی الله علیه وآله شنیدند، زنی در ماه مبارک رمضان کنیز خود را دشنام داد ،آن حضرت طعامی طلبیدند و به آن زن گفتند که آن طعام را بخور ، آن زن عرض کرد یا رسول الله من روزه ام ، حضرت فرمودند؛ چگونه روزه ای که کنیز خود را دشنام می گویی ؟روزه گرفتن ،تنها پرهیز از خوردن و آشامیدن نیست بلکه خداوند روزه را حجابی از کارهای ناشایست و کردار زشت قرار داده است . چه کم هستند کسانی که روزه دار هستند و چه بسیار هستند کسانی که از روزه گرفتن تنها گرسنگی می کشند.




    کلیات مفاتیح الجنان، ص: 175 با اندکی تلخیص و ویرایش


    نظرشماچیست؟ دوست عزیز ()
    ---------------------------------------------------
    کوثر قرآن
  • نویسنده : سید مصطفی یکی از بچه های شهید:: 13/3/89:: 12:1 عصر

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    کوثر قرآن

    (تولد حضرت زهرا علیهاالسلام)


    مبارک


    دو جشن در یک روز

    در بیستم جمادی الثانی، که امسال هفدهم مرداد است، دو جشن تولد برای دو نفرکه خیلی دوستشان داریم، می گیریم؛ حضرت زهرا علیهاالسلام و فرزند ایشان حضرت امام خمینی رحمه الله . آیا می دانید امثال چندمین سال تولد این دو عزیز است؟ کار سختی نیست، فقط کافی است سال تولدشان را از سال قمری فعلی یعنی 1425 کم کنیم. حضرت زهرا علیهاالسلام 8 سال قبل از هجرت پیامبر به مدینه، متولد شدند. یعنی 1433 سال از تولد آن بزرگوار می گذرد و امام خمینی رحمه الله در سال 1330 قمری به دنیا آمدندو 105 سال از آن روز گذشته است. تولدشان مبارک.

    کوثر قرآن

    برای حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرزند پسری باقی نمانده بود؛ به همین دلیل، آدم های بد در شهر مکه، ایشان راسرزنش می کردند؛ چون آن ها فکر می کردند هر کس پسر نداشته باشد بعد از مرگش هیچ نامی از او باقی نمی ماند، غافل از اینکه خداوند به پیامبر دختری خواهد داد که فرزندان او از بهترین و مهم ترین انسان ها می شوند و خود او نیز بانوی اول جهان خواهد شد. بعد از تولد حضرت زهرا علیهاالسلام خداوند در یک سوره کوچک به نام «کوثر» این خبر را داد که دشمنان حضرت، بی نام و نشان می مانند نه ایشان. بچه ها! خوب است این سوره کوچک را که مژدگانی خدا به پیامبر است، با هم بخوانیم و تولد حضرت زهرا علیهاالسلام را به پدر بزرگوارشان با این هدیه، تبریک بگوییم.


    عزیز بابا

    «فاطمه، عزیزترین مردم نزد من است». حضرت محمد صلی الله علیه و آله علاقه زیادی به حضرت زهرا علیهاالسلام داشتند. فاطمه زهرا علیهاالسلام هم خیلی بابا را دوست داشتند و همیشه همراه پدر و کمک ایشان بودند. وقتی تنها پنج سال داشتند، ابوطالب، عموی پیامبر، و مادرشان حضرت خدیجه علیهاالسلام به سوی خدا پرکشیدند و پیامبر ماند و دخترش حضرت فاطمه علیهاالسلام . این دختر کوچک، مانند مادری مهربان از پدر نگهداری می کرد. وقتی دشمنان پیامبر، در بیرون از خانه ایشان را اذیت می کردند و گاهی لباس پیامبر را کثیف می کردند، فاطمه علیهاالسلام در خانه از پدر پذیرایی می کرد و با دستان کوچکش لباس های پدر را می شست.


    بانوی اول

    از بین تمام زن های دنیا، چهار زن به عنوان بهترین زنان از سوی پیامبر معرفی شدند: آیا شما نام آن ها را می دانید؟ حضرت مریم (مادر عیسای پیامبر)، حضرت آسیه (همسر فرعون که ایمان آورد و شهید شد)، حضرت خدیجه علیهاالسلام (همسر پیامبر صلی الله علیه و آله ) و حضرت فاطمه علیهاالسلام . آیا می دانید از این چهار نفر، کدام یک رتبه اول را دارند؟

    پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله ، حضرت فاطمه علیهاالسلام را به عنوان نفر اول زنان دنیا معرفی کردند و فرمودند: «فاطمه، سرور زنان دنیاست».


    در خدمت مادر باش

    «بهشت زیر پای مادران است».

    این جمله زیبا را هم پیامبر فرموده اند و هم دختر ایشان حضرت زهرا علیهاالسلام . اما حضرت فاطمه علیهاالسلام قبل از گفتن این جمله یک دستور زیبای دیگر هم داده اند، خوب گوش کنید:

    «در خدمت مادر باش، زیرا بهشت زیر پای مادران است».

    چه خوب است امروز که روز مادر است، این سخن زیبای حضرت زهرا علیهاالسلام را به کار بندیم و فرزند خوبی برای مادر و پدرمان باشیم.


    مسابقه خوشنویسی

    روزی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به نوه های خود، امام حسن و امام حسین علیهماالسلام فرمودند: «هر کس خط زیباتری دارد، قوی تر است». حسن و حسین علیهماالسلام ، هر کدام خط زیبایی نوشتند و از پیامبر خواستند تا درباره بهترین خط نظر بدهد. پیامبر قبول نکردند و فرمودند: «از مادرتان بخواهید که خط بهتر و زیباتر را انتخاب کند. حضرت زهرا علیهاالسلام وقتی به نوشته ها نگاه کردند، دیدند هر دو خط زیباست. با خود گفتند: «من چه می توانم بکنم و چگونه میان این دو کودک داوری کنم» سرانجام فکری به ذهنش رسید و فرمود: «من رشته این گردنبندی که دارم را پاره می کنم و دانه های آن را بر سر شما می ریزم و میان شما پخش می کنم. هر کدام از شما دانه های بیشتری جمع کند، خط بهتر و قدرت بیشتری دارد». با این کار، شادی و خنده تمام فضای خانه را پر کرد.

    نام های آسمانی

    انسان های خوب، اسم های خوبی هم دارند؛ اسم هایی که خوبی ها را بیان می کند. دختر پیامبر صلی الله علیه و آله ، حضرت زهرا علیهاالسلام نیز، چون بهترین بانوی دنیا هستند، بهترین نام ها را دارند؛ نام هایی که بسیاری از آن ها، روی دختر خانم های عزیز گذاشته شده. بعضی از نام های آسمانی حضرت زهرا علیهاالسلام در این سخن امام صادق علیه السلام آمده است: «فاطمه علیهاالسلام ، نزد خداوند نُه نام داشت:

    فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا».

    پس مبارک باد بر آن دختر خانم هایی که پدر و مادرشان نام های آسمانی و زیبای حضرت زهرا علیهاالسلام را بر ایشان انتخاب کرده اند.

    عطر یاس

    تو مادر شقایق

    تو دختر بهاری

    شبیه عطر یاسی

    نسیم بی قراری

    * * *

    چمن چمن گل از تو

    بهار، با تو زیباست

    تو آن پرنده هستی

    که آسمان تو را خواست

    * * *

    تو کیستی که اصلا

    تو را جهان نفهمید

    زمان ز تو گذر کرد

    و آسمان نفهمید

    * * *

    تو آفتاب مادر

    تو نور چشم بابا

    که دیده روی این خاک

    کسی شبیه زهرا علیهاالسلام ؟

    تقی متقی
    (عطر سیب)تولد حضرت زهرا علیهاالسلام

    سعید عسکری

    عطر خوب سیب داشت

    آن گل یاس سفید

    او که در قلب پدر

    نور امیدی دمید

    هدیه ای بود از خدا

    آمد او از آسمان

    تا که عطرآگین شود

    باغ های این جهان

    بارها چون مادی

    او پدر را ناز کرد

    چون نسیم مهربان

    اخم گل را باز کرد

    او بهشتی بود و رفت

    باز هم سوی بهشت

    آمد و در قلب ها

    نام «زهرا» را نوشت


    ابراهیم اخوی

    نظرشماچیست؟ دوست عزیز ()
    ---------------------------------------------------
    بسم رب الزهرا عصمت الله الکبری علیها سلام
  • نویسنده : سید مصطفی یکی از بچه های شهید:: 26/2/89:: 2:59 عصر

  • بسم رب الزهرا

    عصمت الله الکبری علیها سلام

     به ابی انت و امی یا مولاتی

    بنفسی انت



    مدیحه سرا : حاج علی انسانی


    گل، بر من و جوانی من گریه می‌کند

    بلبل به خسته جانی من گریه می‌کند


    از بس که هست غم به دلم، جای آه نیست

    مهمان به میزبانی من گریه می‌کند


    از پا فتاده پا و ز کار اوفتاده دست

    بازو به ناتوانی من گریه می‌کند


    گل‌های من هنوز شکوفا نگشته‌اند

    شبنم به باغبانی من گریه می‌کند


    در هر قدم نشینم و خیزم میان راه

    پیری، بر این جوانی من گریه می‌کند


    گردون، که خود کمان شده با چشم ابرها

    بر قامت کمانی من گریه می‌کند


    این آبشار نیست که ریزد که چشم کوه

    بر چهره‌ خزانی من گریه می‌کند


    فردا مدینه نشنود آوای گریه‌ام

    بر مرگ ناگهانی من گریه می‌کند




    نظرشماچیست؟ دوست عزیز ()
    ---------------------------------------------------
    کلیپ در مورد امام رضا علیه السلام
  • نویسنده : سید مصطفی یکی از بچه های شهید:: 23/11/88:: 4:33 عصر
  • بسم الله الرحمن الرحیم



    سلام


    رحلت رسول اکرم  صلی الله علیه وآله  شهادت امام حسن علیه السلام


    و امام ثامن الحجج امام رضا علیه السلام رو تسلیت میگم به شما


    امروز آهنگ و مدح زیبایی از امام رضا علیه السلام قرار میدم




    من که همش دارم گوش میدم و لذت می برم ....


     


    امیدوارم شماهم لذت ببرین و دعا کنین برای امر فرج مولا....




    کلیپ تصویری:غیر مستقیم




    کلیپ صوتی:مستقیم



    نظرشماچیست؟ دوست عزیز ()
    ---------------------------------------------------
    اثبات لزوم امامت
  • نویسنده : سید مصطفی یکی از بچه های شهید:: 15/9/88:: 4:0 صبح
  • بسم الله الرحمن الرحیم

    اثبات لزوم امامت

    ختم نبوت بدون نصب امام معصوم ، خلاف حکمت الهى است و کامل بودن دین جهانى و جاودانى اسلام ، منوط به این است که بعد از پیامبر اکرم ( ص ) جانشینان شایسته اى براى او تعیین گردند بگونه اى که بجز مقام نبوت و رسالت ، داراى همه مناصب الهى وى باشند

    این مطلب را مى توان از آیات کریمه قرآن و روایات فراوانى که شیعه و سنى در تفسیر آنها نقل کرده اند استفاده کرد :

    از جمله در آیه سوم از سوره مائده مى فرماید : (( الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتى و رضیت لکم الاسلام دیناً ))

    این آیه که به اتفاق مفسرین در حجة الوداع و تنها چند ماه قبل از رحلت پیامبر اکرم ( ص ) نازل شد بعد از اشاره به نا امیدى کفار از آسیب پذیرى اسلام (( الیوم یئس الذین کفر وامن دینکم ...)) تائکید مى کند که امروز دین شما را کامل ، و نعمتم را بر شما تمام کرده .

      و با توجه به روایات فراوانى که در شائن نزول این آیه ها وارد شده کاملاً روشن مى شود که این (( اکمال و اتمام )) که توائم با نومید شدن کفار از آسیب پذیرى اسلام بوده با نصب جانشین براى پیامبر اکرم ( ص ) از طرف خداى متعال ، تحقق یافته است .
    زیرا دشمنان اسلام ، انتظار داشتند که بعد از وفات رسول خدا ( ص ) ـ مخصوصاً با توجه به اینکه فرزند ذکورى نداشتند ـ اسلام بدون سرپرست بماند و در معرض ضعف و زوال قرار گیرد ، ولى با نصب جانشین براى وى دین اسلام به نصاب کمال ، و نعمت الهى به سرحد تمام رسید و امید کافران بر باد رفت . ( 1 )

    و کیفیت آن ، چنین بود که پیامبر اکرم ( ص ) هنگام بازگشت از حجة الوداع همه حجاج را در محل (( غدیر خم )) جمع کردند و ضمن ایراد خطبه مفصلى از ایشان سوئال کردند : (( الست اولى بکم من انفسکم؟ )) ( 2 ) آیا من از طرف خدا متعال بر شما ولایت ندارم؟ همگى یکصدا جواب مثبت دادند ، آنگاه زیر بغل على ( ع ) را گرفته او را در برابر مردم بلند کردند و فرمودند : (( من کنت مولاه فعلى مولاه )) و بدین ترتیب ، ولایت الهى را براى آن حضرت ، اعلام فرمودند .

      سپس همه حضار با آن حضرت بیعت کردند و از جمله ، خلیفه دوم ضمن بیعت با امیر موئمنان على ( ع ) بعنوان تهنیت گفت :
    (( بخ بخ لک یا على ، اصحبت مولاى و مولى کل موئمن و موئمنة)) ( 3 )

    و در این روز بود که این آیه شریفه ، نازل شد :
    ادامه مطلب...

    نظرشماچیست؟ دوست عزیز ()
    ---------------------------------------------------
    شناسنامه و مختصری از زندگانى حضرت امام صادق علیه السلام
  • نویسنده : سید مصطفی یکی از بچه های شهید:: 22/7/88:: 1:24 صبح
  • بسم الله الرحمن الرحیم


    خلاصه ای از مشخصات صادق آل محمد


     


    نام: جعفر
    لقبها : صادق- مصدق - محقق - کاشف الحقایق - فاضل - طاهر - قائم - منجی - صابر
    کنیه : ابوعبدالله - ابواسماعیل - ابوموسی
    نام پدر : حضرت امام محمد باقر ( علیه السلام )
    نام مادر : فاطمه ( ام فروه ) دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر
    زمان تولد : هفدهم ربیع الاول سال 83 هجری
    در روز جمعه یا دوشنبه ( بنا بر اختلاف ) در هنگام طلوع فجر مصادف با میلاد حضرت رسول . بعضی ولادت ایشان را روز سه شنبه هفتم رمضان و سال ولادت ایشان را نیز برخی سال 80 هجری ذکر کرده اند .
    محل تولد : مدینه منوره
    عمر شریفش : 65 سال
    مدت امامت : 34 سال
    زمان رحلت ( شهادت ) : 25 شوال سال 148 هجری درباره زمان شهادت نیز گروهی ماه شوال و دسته ای دیگر ادامه مطلب...


    نظرشماچیست؟ دوست عزیز ()
    ---------------------------------------------------
    پاسخ آیت الله جوادی آملی به شبهه فدک
  • نویسنده : سید مصطفی یکی از بچه های شهید:: 13/7/88:: 7:41 عصر
  • بسم الله الرحمن الرحیم 


    پاسخ آیت الله جوادی آملی به شبهه فدک




    آیت الله جوادی آملی به شبهه‌ای که درباب قضیه فدک مبنی بر صدقه بودن فدک و در نتیجه به ارث نرسیدن آن به حضرت زهرا مطرح شده بود،پاسخ داد.


    آیت الله جوادی آملی روز گذشته در تفسیر آیه «یرثنی و یرث من آل یعقوب» با مطرح کردن حدیثی که توسط آن به صدقه بودن فدک و در نتیجه به ارث نرسیدن آن به حضرت طاهره صدیقه (سلام‌الله علیها) احتجاج شده است، این حدیث را جعلی دانستند و در ادامه بحثشان به ارائه ادله‌ای در باب رد این ادعا پرداختند.آنچه در ادامه می‌آید متن بیانات ایشان دراین‌باره است:


    نبوّت ارثی نیست  اللّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسَالَتَهُ  رسالت، نبوّت، امامت اینها به عصمت برمی‌گردد که اینها ارثی نیست.


    در مسئلة ارث(که در آیات قرآن مطرح شده پیامبران ارث می‌گذارند) اقوال متعددی است؛ گفتند میراث منظور نبوّت است یک، میراث علم و حکمت است دو، میراث مال هست سه, این اقوال سه‌گانه را در غالب کتابهای تفسیری مخصوصاً در جامع قرطبی آمده منظور نبوّت نیست برای اینکه نبوّت امر ارثی نیست بر اساس  اللّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسَالَتَهُ  ارثی نیست و هیچ کدام از انبیا نبوّت را از نبیّ قبلی ارث نبردند سلسلة انبیای ابراهیمی(علیهم السلام) از وجود مبارک حضرت ابراهیم و انبیای بعدی اینها هر کدام بر اساس اعطای الهی به نبوّت رسیدند نه اینکه ارث برده باشند.


    درباره علم و حکمت «العلماء ورثة الأنبیاء» ادامه مطلب...


    نظرشماچیست؟ دوست عزیز ()
    ---------------------------------------------------
    شهادت على علیه السلام
  • نویسنده : سید مصطفی یکی از بچه های شهید:: 19/6/88:: 1:49 عصر
  •  بسم الله الرحمن الرحیم


    شهادت على علیه السلام 



    شب نوزدهم ماه مبارک رمضان فرا رسید و ابن ملجم و یارانش به مسجد آمده و منتظر ورود على علیه السلام شدند.


    مقارن ورود ابن ملجم به کوفه على علیه السلام نیز جسته و گریخته از شهادت خود خبر می داد حتى در یکى از روزهاى ماه رمضان که بالاى منبر بود دست به محاسن شریفش کشید و فرمود شقى‏ترین مردم این مویها را با خون سر من رنگین خواهد نمود و به همین جهت روزهاى آخر عمر خود را هر شب در منزل یکى از فرزندان خویش مهمان می شد و در شب شهادت نیز در منزل دخترش ام کلثوم مهمان بود.


    موقع افطار سه لقمه غذا خورد و سپس به عبادت پرداخت و از سر شب تا طلوع فجر در انقلاب و تشویش بود،گاهى بآسمان نگاه میکرد و حرکات ستارگان را در نظر می گرفت و هر چه طلوع فجر نزدیکتر میشد تشویش و ناراحتى آنحضرت بیشتر میگشت بطوریکه ام کلثوم پرسید:پدر جان چرا امشب این قدر ناراحتى؟فرمود دخترم من تمام عمرم را در معرکه‏ها و صحنه‏هاى کارزار گذرانیده و با پهلوانان و شجاعان نامى مبارزه‏ها کرده‏ام،چه بسیار یک تنه بر صفوف دشمن حمله‏ها برده و ابطال رزمجوى عرب را به خاک و خون افکنده‏ام ترسى از چنین اتفاقات ندارم ولى امشب احساس می کنم که لقاى حق فرا رسیده است.


    بالاخره آنشب تاریک و هولناک بپایان رسید و على علیه السلام عزم خروج از خانه را نمود در این موقع چند مرغابى که هر شب در آن خانه در آشیانه خودمی خفتند پیش پاى امام جستند و در حال بال افشانى بانگ همى دادند و گویا می خواستند از رفتن وى جلوگیرى کنند!


    على علیه السلام فرمود این مرغ‏ها آواز می دهند و پشت سر این آوازها نوحه و ناله‏ها بلند خواهد شد!ام کلثوم از گفتار آن حضرت پریشان شد و عرض کرد ادامه مطلب...


    نظرشماچیست؟ دوست عزیز ()
    ---------------------------------------------------
    احکام روزه
  • نویسنده : سید مصطفی یکی از بچه های شهید:: 15/6/88:: 5:8 عصر
  •  بسم الله الرحمن الرحیم


     


    احکام روزه


    فتاواى امام خمینى «قدّس سرّه» 
    فتاواى آیت الله العظمى خامنه‌اى «دام ظله»


    1 - اگر نداند یا فراموش کند که ماه رمضان است و پیش از ظهر ملتفت شود، چنانچه کارى که روزه را باطل مى‏کند انجام نداده باشد، باید نیت کند و روزه او صحیح است. و اگر کارى که روزه را باطل مى‏کند انجام داده باشد، یا بعد از ظهر ملتفت شود که ماه رمضان است روزه او باطل مى‏باشد، ولى باید تا مغرب کارى که روزه را باطل مى‏کند انجام ندهد و بعد از رمضان هم آن روزه را قضا نماید. 
    1 - کسى که در ماه ‏رمضان‏از روى ‏فراموشى‏ یا بى‏اطلاعى، نیت روزه نکرده و در اثناى روز ملتفت شد، در صورتیکه کارى که روزه را باطل مى‏کند انجام داده باشد، روزه‏ى آن روز باطل است ولى تا غروب‏* از کارهاى باطل کننده‌ى روزه خوددارى کند. اما چنانچه تا هنگامى که ملتفت روزه مى‏شود، کارى که روزه را باطل مى‏کند انجام نداده باشد اگر بعد از ظهر است روزه باطل است، و اگر پیش از ظهر است، بنابر احتیاط واجب باید نیت روزه کند و روزه بگیرد و بعداً نیز روزه‏ى آن روز را قضاء کند.



    2 - کسى‏که براى بجا آوردن روزه میتى‏اجیر شده، اگر روزه مستحبى بگیرد اشکال ندارد. ولى‏کسى‏که روزه قضا یا روزه واجب‏دیگرى‏دارد، نمى‏تواند روزه‏ مستحبى‏بگیرد، و چنانچه فراموش‏کند و روزه‏ مستحب بگیرد، در صورتى‏که پیش‏ازظهر یادش بیاید، روزه مستحبى‏او به‏ هم‏ مى‏خورد و مى‏تواند نیت خود را به روزه واجب برگرداند و اگر بعدازظهر ملتفت شود، روزه او باطل است و اگر بعد از مغرب یادش بیاید، روزه‏اش صحیح است گرچه بى‏اشکال نیست. 
    2 - کسى که روزه‏ى قضاى ماه رمضان بر او واجب است، نمى‏تواند روزه‏ى مستحبى بگیرد. و چنانچه فراموش کند و روزه‏ى مستحبى بگیرد در صورتیکه در اثناى روز یادش بیاید روزه‏ى مستحبى او باطل مى‏شود. حال اگر پیش ‏از ظهر باشد مى‏تواند نیت روزه‏ى قضاى ماه رمضان کند و روزه‏اش درست است.



    3 - اگر مریض پیش از ظهر ماه رمضان خوب شود و از اذان صبح تا آن وقت کارى که روزه را باطل مى‏کند انجام نداده باشد، باید نیت روزه کند و آن روز را روزه بگیرد و چنانچه بعد از ظهر خوب شود، روزه آن روز بر او واجب نیست. 
    3 - اگر مریض در اثناى روز ماه رمضان خوب شود، واجب نیست که نیت روزه کند و آن روز را روزه بگیرد، ولى اگر پیش از ظهر باشد و کارى که روزه را باطل مى‏کند از او سر نزده باشد احتیاط مستحب آن است که نیت روزه کند و روزه بگیرد و پس از ماه رمضان باید آن روز را قضا کند.


    4 - اگر در روزه واجب معینى مثل روزه رمضان از نیت روزه گرفتن برگردد روزه‏اش باطل است، هر چند پیش از ظهر دوباره قصد روزه کند، و نیز اگر نسبت به ادامه روزه دچار تردید شود. ولى چنانچه نیت کند که چیزى را که روزه را باطل مى‏کند بجا آورد در صورتى که آن را انجام ندهد روزه‏اش باطل نمى‏شود. 
    4 - در روزه‏ى ماه رمضان اگر در اثناى روز از نیت روزه گرفتن برگردد بطورى که قصد ادامه‏ى روزه نداشته باشد، روزه‏اش باطل مى‏شود و قصد دوباره‏ى او براى ادامه‏ى روزه فایده ندارد. امّا اگر دچار تردید شود به این معنى که هنوز تصمیم نگرفته است روزه را باطل کند، یا تصمیم بگیرد کارى را که موجب باطل شدن روزه است صورت دهد و هنوز آن را انجام نداده‏است، در این دو صورت، صحت روزه‏ى او محل اشکال است. و احتیاط واجب آن است که روزه را تمام کند و بعدا هم آن را قضا نماید. هر روزه‏ى واجب معیّن دیگر - مانند نذر معین و امثال آن - نیز داراى همین حکم است.
    1 - توضیح المسائل، م‏1561
    2-  توضیح المسائل، م‏1563
    3-  توضیح المسائل، م‏1567
    4-  تحریر الوسیله، ج 1، کتاب الصوم، القول فی النیة، ص 255، م 


    1 - استفتاء جدید، 7
    2- استفتاء جدید، 10
    3- استفتاء جدید، 11
    4- اجوبة استفتائات، س 758


    * غروب شرعى که وقت اذان مغرب است.


    نظرشماچیست؟ دوست عزیز ()
    ---------------------------------------------------
       1   2      >

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    ---------------------------------------------------
     RSS 
    خانه
    ایمیل
    شناسنامه
    مدیریت وبلاگ
    سر جمع : 119818
    یاران امروز : 41
    یاران دیروز : 43
    ... وبلاگ دیگر ما...
    seyyedmousavi.parsiblog.com .
    ............. بایگانی.............
    در مورد حاج عماد مغنیه [4]
    در مورد حزب الله لبنان [10]
    مطالب سیاسی ایران [13]
    مطالب سیاسی لبنان [2]
    مطالب در مورد جهان اسلام [4]
    در مورد سید حسن نصر الله [8]
    در مورد امام موسی صدر [3]
    در مورد امام خمینی [6]
    در مورد امام خامنه ای
    در مورد دکتر احمدی نژاد [7]
    در مورد اهل البیت [16]
    کلیپ های حزب الله لبنان
    کلیپ های سیاسی [5]
    کلیپ های سخنرانی [5]
    اخبار رژیم صهیونیستی [5]
    در مورد فلسطین
    در مورد شهدای اسلام [5]
    مطالب جالب [12]
    در مورد سپاه اسلام [5]
    در مورد شیطان بزرگ
    حرف خودم [12]

    ..........آی دی ..........
    یــــاهـو
    ........... روی عکس ..........
    حاج رضوان
    سید مصطفی یکی از بچه های شهید[136]
    عماد مغنیه

    .......... لوگو ........
    حاج رضوان

    .......لوگوی همرزمان ........
















































    ....... لینک همرزمان .......
    رنگارنگه
    خانه طلبگی
    بچه های خدایی
    هیئت
    نگاهی به اسم او
    پرورش دینی
    مهربانی
    جبهه وبلاگی غدیر
    دل نوشته های یک دختر شهید
    دکتر علی حاجی ستوده
    ذخیره خدا
    سید خراسانی
    آخرین روز دنیا
    دهاتی
    طلبه های ونوسی
    فدایی سید علی

    گروه فرهنگی روزنه
    دریای دل
    صل الله علی الباکین علی الحسین
    السید عباس الموسوی
    صاعقه
    رهروان حسینی ،فدائیان خمینی ، پیروان خامنه ای
    رهسپاریم با ولایت تا شهادت
    وب نگاشت سید تقی واردی
    حقیقت بهائیت
    آقاشیر
    بچه شهید
    استشهادی
    صراط مبین
    مرکز دانلود رایگان فیلم و کلیپ جالب دوربین مخفی ، موبایل و ...
    دالانی به سوی بهشت
    شهدای استان خراسان
    مسجد عمار یاسر(مشهد مقدس)
    ما صاحب داریم
    بین المللی کردن گواهینامه
    تنهاترین سردار
    به یاد تو
    جهاد مجازی
    اسلام دین حق
    جز نقش تو در نظر نیامد ما را !!!
    یا رب الحسین
    حزب اللهی مدرنیته
    محمد جواد باقری
    ولایت
    بصائر
    کجایید ای شهیدان خدایی
    وجنات تجری من تحتها الانهار
    سبز سبز علوی
    صبح ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
    شهید امر به معروف زوبونی
    ایران و استرالیا
    حدیث نفس
    همین جوری
    سرای اندیشه
    پوتین
    محمدرضا جاودانی
    انتخاب
    انا مجنون الحسین علیه السلام
    ..:: نـو ر و ز::..
    سلام بر دوستان
    آموزش های مخصوص نظامی - نیروهای ویژه
    اس ام اس سرکاری اس ام اس خنده دار و اس ام اس طنز
    یعسوب
    کانون صالحین
    کانون فرهنگی و هنری صالحین
    مرصاد امروز
    ده نمکی
    مرصاد کمینگاه حق
    خادم الشهداء
    شهید عماد مغنیه
    نماینده
    دشت جنون
    صلوات
    فرزند روح الله سرباز سید علی
    امام خامنه ای
    لیدر

    یگانه

    بروبچه های التماس دعا...
    وبلاگ مذهبی نظامی
    almoghavemah
    بیسیم چی
    منتظر
    رهاتر از گیسوان شالیزاران
    وبلاگ وحید بهروز
    دانشجوی ایرانی در استرالیا
    عاشقان حسین
    احمدرضا
    چهارشنبه سوزی سبز
    در جستجوی حقیقت
    محمد مهدی خالقی
    السلام علیک یا حبیبی یا رسول الله !
    ولایت... بصیرت... افسر جنگ نرم

    ............آوای آشنا............

    ............. اشتراک.............
     
    ............ حاج رضوان...........